تیرک . [ رَ ] (اِخ ) قصبه ای است از اقلیم چهارم در شمال ابهر افتاده سی پاره دیه از توابع آن است . هوایش سرد است ... و آبش از همان کوهها برمی خیزد و به سفیدرود می ریزد. (نزهةالقلوب ج 3 ص 66).
۱. [مصغرِ تیر] [قدیمی] تیر کوچک: ◻︎ چه چیز است آن رونده تیرکِ خُرد / چه چیز است آن پَلالَک تیغ بُران (رودکی۱: ۱۲۰).
۲. جهش خون از رگ یا آب از سرنگ، سوراخ مشک، و مانندِ آن.
۳. ‹دیرک› ستونی که در وسط چادر یا سراپرده برپا میشود و چادر بر روی آن قرار میگیرد؛ ستون خیمه.
〈 تیرک زدن: (مصدر لازم) [قدیمی] جهیدن آب یا مایع دیگر از یک سوراخ ریز.
شخص آبله رو
اشعه و پرتو آفتاب
جوانه ی هر چیز مانند:غلات
چوب بلند خیش که به گردن حیوان وصل شود
چوب های عمودی به ارتفاع بلندی اتاق در دیواره های اتاق های ...
تیرکوچک
دیرک، ستون چوبی
۱. دیرک، ستون چوبی
۲. تیرکوچک