معانی کلمه : تیروئید
فرهنگ عمید
۱. (زیستشناسی) غدهای درونریز در گردن و جلوِ حنجره، تقریباً به شکل H، و به وزن ۲۵ تا ۳۰ گرم که هورمونی به نام تیروکسین را برای تنظیم سوختوساز بدن میسازد.
۲. (پزشکی) [عامیانه، مجاز] بیماری غدۀ تیروئید.
فرهنگ معین
[ فر. ] (اِ. ) غده ای است در زیر گلو که ماده ای به نام تیروکسین را در خون ترشح می کند. بزرگ شدن بیش از اندازة این غده ، گواتر نامیده می شود. اگر مادة ترشحی این غده کم شود باعث باد کردن پوست بدن می شود. بریدن این غده در پستانداران پیش از بلوغ باعث کوتاهی ق
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
← سپردیس
فرهنگستان زبان و ادب
[پزشکی] ← سپردیس
