تیر انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) تیر افکندن بر چیزی. ( آنندراج ). پرتاب کردن تیر. ( ناظم الاطباء ). گشاد دادن تیر از کمان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : غلامان تیر انداختن گرفتند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 111 ). رمضان تمام شد و امیر عید بکرد و خصمان آمده بودند قریب چهار پنج هزار و بسیار تیر انداختند بدان وقت که ما به نماز مشغول بودیم. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 585 ).ور جهان پر شد از مگس مندازبر مگس خ...
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱-پرتاب کردن تیر بوسیل. کمان تفنگ و غیره . ۲ - طعنه زدن . ۳ - دعای بد کردن نفرین کردن . تیر افکندن بر چیزی پرتاب کردن تیر از کمان