معانی کلمه : تیار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
موج؛ موج دریا.
۱. آماده؛ مهیا؛ ساخته.
۲. مالش.
۳. مالش دادن و لوله ساختن تریاک.
〈 تیار کردن: (مصدر لازم) آماده ساختن؛ مهیا کردن.
۱. آماده، مهیا، ساخته.
۲. مالش.
۳. مالش دادن و لوله ساختن تریاک.
* تیار کردن: (مصدر لازم ) آماده ساختن، مهیا کردن.
موج، موج دریا.
۲. مالش.
۳. مالش دادن و لوله ساختن تریاک.
* تیار کردن: (مصدر لازم ) آماده ساختن، مهیا کردن.
موج، موج دریا.
فرهنگ معین
(تِ یّ) (اِ. ص .) 1 - مهیا ، ساخته . 2 - مالش دادن ، لوله ساختن تریاک .
(تَ یّ) [ ع . ] (اِ. ص .) 1 - موج دریا. 2 - لاف زدن . 3 - متکبر و مغرور.
(تَ یّ ) [ ع . ] (اِ. ص . ) ۱ - موج دریا. ۲ - لاف زدن . ۳ - متکبر و مغرور.
(تِ یّ ) (اِ. ص . ) ۱ - مهیا ، ساخته . ۲ - مالش دادن ، لوله ساختن تریاک .
(تِ یّ ) (اِ. ص . ) ۱ - مهیا ، ساخته . ۲ - مالش دادن ، لوله ساختن تریاک .
فرهنگ فارسی
آماده، مهیا، ساخته، مالش، لوله ساختن تریاک
دهی از دهستان چلاو است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است
دهی از دهستان چلاو است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است
دانشنامه عمومی
حاضر، آماده.
گویش مازنی
از توابع چلاو آمل
/tiyaar/ از توابع چلاو آمل
مترادف و متضاد
درست، کامل، صحیح
آماده، تدارک، تهیه، فراهم، مهیا، حاضر
۱. آماده، تدارک، تهیه، فراهم، مهیا، حاضر
۲. درست، کامل، صحیح
واژه نامه بختیاریکا
( تیار * ) ( عر ) ؛ تمم تیار؛ عیار؛ کامل
