تگاور. [ ت َ وَ ] ( ص مرکب ) بمعنی اسب تیزرو و این مرکب است از تگ که بمعنی دویدن باشد و از لفظ آور که صیغه امر است . ( غیاث اللغات ). معنی ترکیبی آن منسوب به تگ است از عالم دلاور و تناور و معهذا اطلاق آن بر مرکب آمده و بعضی گویند اسب رهوار خصوصاً گوئیا صاحب تگ است که قدم باشد و قدم عبارت از رهواری است به یای مصدر و غیر رهوار عموماً. ( آنندراج ). تَگاوَرِه ؛ اسب دونده خوشرفتار. ( ناظم الاطباء ). تک...
فرهنگ عمید
۱. دونده، تیزرفتار. ۲. (اسم ) [مجاز] اسب تندرو.
فرهنگ فارسی
( صفت اسم ) ۱ - دونده رونده . ۲ - اسب تند رو . ۳ - شتر تندرو .