تگ. [ ت َ ] ( اِ ) بمعنی ته و بن و پایین باشد همچو ته حوض و بن چاه و امثال آن.( برهان ). بن و پایین چیزی چون تگ حوض و تگ درخت. ( فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ جهانگیری ). قعر چاه و ته و پایین و بن چون ته حوض و بن چاه و عمق. ( غیاث اللغات ).قعر دریا. ( آنندراج ). ته و بن و پایین. ( ناظم الاطباء ). در اصل بمعنی پایان است. ( آنندراج ) : در تگ آبش ز صفا ریگ خردکور تواند به دل شب شمرد.امیرخسرو ( از فرهنگ جه...
فرهنگ عمید
۱. دو، تاخت: اسب تازی دوتگ رود به شتاب / واشتر آهسته می رود شب وروز (سعدی: ۱۵۲ ). ۲. تیزی در رفتار. ۳. دویدن: که با شبدیز کس هم تگ نباشد / جز این گلگون اگر بدرگ نباشد (نظامی۲: ۱۶۰ ).
فرهنگ معین
(تَ ) (اِ. ) نک تک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دو دویدن.۲ - واحدی برای مقیاس مساحت معادل یک میدان اسب .
دانشنامه عمومی
تگ (فراداده). تگ (فراداده)نکته: با تگ های HTML اشتباه گرفته نشود.تگ در سیستم های اطلاعاتی، نوعی از فراداده و در واقع، اصطلاح یا کلیدواژه ای است که به بخشی از اطلاعات (مانند آدرس یک وب سایت، یک تصویر دیجیتالی یا یک فایل کامپیوتر) اختصاص داده می شود تا توضیحی اضافی به آن بیفزاید. این نوع فراداده اطلاعات اضافه ای برای یک موجودیت اطلاعاتی فراهم می کند و اجازه می دهد بتوان دوباره آن موجودیت را از طری...