تکفین. [ ت َ ] ( ع مص ) کفن کردن. ( زوزنی ) ( دهار ). کفن پوشانیدن مرده را و کفن ساختن جهت آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کفن پوشانیدن مرده را. ( غیاث اللغات ) ( از اقرب الموارد ). کفن کردن مرده را. ( ناظم الاطباء ) : کس به غسل و تکفین و تدفین ایشان فرا نمی رسید. ( ترجمه تاریخ یمینی ). یک روز از ایام این محنت چهارصد کس مرده از شوارع شهربه دارالمرضی نقل کردند تا به تکفین و تدفین ...
فرهنگ عمید
مرده ای را کفن کردن، کفن پوشاندن به مرده.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) کفن کردن مرده .
فرهنگ فارسی
مردهای راکفن کردن، کفن پوشاندن به مرده ۱- ( مصدر ) مرده را کفن کردن کفن پوشانیدن . ۲ -( اسم ) کفن پوشانی . جمع : تکفینات .
مترادف و متضاد
۱. کفن کردن، کفنپوشاندن ۲. کفنپوشانی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] کفن کردن میّت را تَکفین گویند و از آن در باب طهارت سخن رفته است.تکفین، دومین مرحله از مراحل تجهیز میّت و عبارت است از پوشاندن ] با کیفیتی ویژه پیش از دفن.حکم تکفینتکفین، واجب کفایی است؛ از این رو اقدام بر آن، بر همه مسلمانان واجب است و اگر کسی اقدام کرد از دیگران ساقط می شود. تکفین از اعمال عبادی نیست؛ از این رو در صحّت آن قصد قربت شرط نمی باشد. برخی از روی احتیاط، آن را لازم دانسته اند...