تکاثف. [ ت َ ث ُ ] ( ع مص ) کثیف شدن. ضد لطیف شدن. ( زوزنی ). برهم نشستن و سطبر شدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). سطبر و غلیظ شدن و برهم نشستن. ( آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). هنگفتی و ستبری و غلظت. ( ناظم الاطباء ). درهمی. انبوهی. سطبری. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). کم شدن حجم جسمی یا بیرون شدن هوا یا آب آن و نزدیک شدن اجزاء اصلی آن بیکدیگر. مقابل تخلخل. ( یادداشت ایضاً )...
فرهنگ عمید
۱. بر هم نشستن و انبوه شدن. ۲. انبوهی و ستبری. ۳. (فیزیک ) [منسوخ] چگالی، جرم حجمی.
فرهنگ معین
(تَ ثُ ) [ ع . ] (مص ل . ) انبوه شدن ، ستبر گشتن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَکاثُف(در مقابل تخلخل، به معنی ستبرشدن و برهم نشستن، مآلاً به معنی کاهش حجم) در اصطلاح فلسفی، وضعیتِ عارض بر جسم، بدان وجه که یا در حجم یا در اجزای آن اثر گذارد. تکاثف بر دو گونه است: ۱. حقیقی: که در آن اجزای جسم کاهش نمی یابد ولی حجمش کمتر می شود؛ همچون انقباض جسم براثر سرما. ۲. غیرحقیقی: که در آن کاهش حجم با خروج اجزایی از آن همراه است؛ همچون خروج هوا از چرخ ماشین. نیز ← تخلخلwikijoo: تکاثف...
فرهنگ فارسی
ستبرشدن، غلیظشدن، برهم نشستن وانبوه شدن، ستبر ۱ -( مصدر ) انبوه شدن ستبر گشتن فراهم آمدن فشرده شدن . ۲ - غلیظ شدن . ۳ - ( اسم ) فشردگی ستبری . ۴ - غلظت . جمع : تکاثفات . یاتکاثف نسبی . مقایسه کردن تود. ویژ. اجسام یا یکدیگر چگالی یک جسم نسبت بجسم دیگر مساوی نسبت تود. ویژ. آنهاست .