توئی. [ ت ُ ] ( حامص ) چگونگی تو. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). تو بودن. این کلمه در خطاب آید و افاده جدائی از جمع و دیگران کند چنانکه در مقام یگانگی گویند منی و توئی در میان نیست ، یعنی جدایی و دوگانگی از میان رفته است و وحدت جایگزین آن شده است : گرنیست گشتی از خود و، با تو، توئی نمانداز نیستی در آینه دل نشان طلب.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 745 ).اینجا منی و توئی نباشددر مذهب ما دوئی نباشد.نظامی.دوست...
فرهنگ عمید
۱. درونی، اندرونی. ۲. (اسم ) تیوب.
فرهنگ معین
۱ - (ص نسب . ) ویژگی آن چیزی که در تو یا داخل قرار می گیرد. ۲ - (اِ. ) تیوپ .
فرهنگ فارسی
( اسم ) انجیلی
چگونگی تو . تو بودن
محفظهای استوانهای در درون تایر بادی برای نگهداشت هوا
دانشنامه عمومی
تویی (ارومیه). تویی، روستایی است از توابع بخش سیلوانه و در شهرستان ارومیه استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان دشت قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۸۱ نفر (۱۵ خانوار)بوده است.wiki: تویی (ارومیه)...
مترادف و متضاد
inner(صفت)
داخلی، باطنی، خودمانی، درونی، تویی، روحی
inward(صفت)
ذاتی، داخلی، باطنی، دین دار، درونی، معنوی، تویی
فرهنگستان زبان و ادب
{tube, inner tube} [مهندسی بسپار- تایر] محفظه ای استوانه ای در درون تایر بادی برای نگهداشت هوا