کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توپ-بازی | کلماتور
معانی کلمه : توپ بازی
تلفظ بین المللی :
/tuːpbˈɑzi/
تلفظ :
[tu:pb'Azi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با توپ بازی کردن
چرخش فرفره مانند توپ بازی
توپ توگل بازی
توپ جستنک بازی
توپ زنجیر پله بازی
ضربت توپ بازی
لاکروس که نوعی توپ بازی است
بازی با توپ
بازیکنی که توپ را میزند
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
توپ بازی. ( حامص مرکب ) فوتبال. کَج . کَجّه. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بازی کردن با توپ. بازی کردن با گوی. رجوع به توپ و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
فوتبال . کج بازی کردن با گوی .
مترادف و متضاد
ball
(اسم)
توپ، بال، گلوله، گوی، توپ بازی، رقص، مجلس رقص، گرهک، ایام خوش، خوشی
کلمات مرتبط
با توپ بازی کردن
چرخش فرفره مانند توپ بازی
توپ توگل بازی
توپ جستنک بازی
توپ زنجیر پله بازی
ضربت توپ بازی
لاکروس که نوعی توپ بازی است
بازی با توپ
بازیکنی که توپ را میزند
نظرات