تولک. [ ل َ ] ( ص ) باذکاوت و زیرک و هوشمند و بافراست و جلد چابک. ( ناظم الاطباء ). زیرک. چابک. || پرریخته. ( فرهنگ فارسی معین ).کریزکرده و پرریخته. ( ناظم الاطباء ). کریز. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به کریز و تولک کردن شود.
۱. زیرک. ۲. چابک. ۳. مرغ پرریخته. * تولک رفتن: (مصدر لازم ) ریختن پَرِ پرنده تا پرهای تازه به جای آن بروید.
فرهنگ معین
(لَ ) (ص . )۱ - زیرک ، چابک . ۲ - مرغ پر - ریخته .
فرهنگ فارسی
زیرک وچابک، مرغ پرریخته، در آوردن پرهای تازه ( صفت ) ۱- زرک چابک.۲- پر ریخته ( مرغ ).
دانشنامه عمومی
تولک، روستایی از توابع بخش گوار شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه ایران است.فهرست روستاهای شهرستان گیلانغربفهرست روستاهای ایراناین روستا در دهستان گوآور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۵۴ نفر (۳۳خانوار) بوده است.wiki: تولک...
گویش مازنی
ریختن مو و پر حیوانات و پرندگان جهت آوردن موها و پرهای تازه ...
/toolak/ ریختن مو و پر حیوانات و پرندگان جهت آوردن موها و پرهای تازه ی سازگار با فصل