کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توقان | کلماتور
معانی کلمه : توقان
تلفظ بین المللی :
/tˈuːq1ɑn/
تلفظ :
[t'u:q1An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
حسین توقانی
دیرش توفان
رادیکال پوچ توان
رهگیر توفان
رهگیری توفان
سازوکار آغاز توفان تندری
شارش توفان زیرسطحی
سامانۀ جابه جایی کم توانان
سرعت ریشۀ میانگین توان های دوم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
توقان. [ ت َ ] ( ع مص ) آرزو خاستن. ( تاج المصادر بیهقی ). آرزوی ساختن. ( زوزنی ). آرزومندی و غلبه شهوت. ( غیاث اللغات ): الشهوة، توقان النفس الی الامور المستلذة. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به توق شود.
فرهنگ فارسی
آرزو خواستن آرزوی ساختن
کلمات مرتبط
حسین توقانی
دیرش توفان
رادیکال پوچ توان
رهگیر توفان
رهگیری توفان
سازوکار آغاز توفان تندری
شارش توفان زیرسطحی
سامانۀ جابه جایی کم توانان
سرعت ریشۀ میانگین توان های دوم
نظرات