توفیر. [ ت َ ] ( ع مص ) دشنام نادادن. یقال : وفر عرضه له. || بسیار بریدن جامه را. || افزودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). بسیار کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( دهار ). بسیار گردانیدن و تمام کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بسیار و بی نقص و تکمیل کردن غذای کسی را. ( از اقرب الموارد ). || تمام گردانیدن خدا حظ و بهره کسی را. ( از اقرب الموارد ). || تمام کردن. (...
فرهنگ عمید
۱. صرفه جویی. ۲. (اسم ) تفاوت. ۳. افزونی، زیادتی، افزایش. ۴. زیاد کردن، افزودن. ۵. [قدیمی] زیاد کردن مال. ۶. [قدیمی] سود، فایده. ۷. [قدیمی] حق کسی را تمام وکمال دادن. ۸. [قدیمی] تمام کردن.
فرهنگ معین
(تُ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - زیاد کردن . ۲ - حق کسی را تمام دادن . ۳ - فرق داشتن ، تفاوت . ۴ - اندوختن مال .
فرهنگ فارسی
زیادکردن، افزون، زیادکردن مال، تمام کردن ۱ - ( مصدر ) زیاد کردن اضافه کردن افزودن . ۲ - حق کسی را تمام دادن . ۳ - اندوختن مال کسب کردن گرد کردن . ۴ - ( مصدر ) بسیار شدن . ۵ - ( اسم ) تفاوت . ۶ - آنچه در اجاره از آن فایده بردارند . جمع : توفیرات .
[ویکی فقه] انبوه و زیاد کردن چیزی را توفیر گویند. از آن به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج و نکاح یاد شده است.بلند گذاشتن محاسن مستحب است، لیکن افزون بر یک قبضه از چانه- به لحاظ طول- کراهت دارد. بلند گذاشتن موی سردر استحباب بلند گذاشتن موی سر یا تراشیدن آن، اختلاف است. بلند گذاشتن موی سر بر عازم حجبنابر مشهور برای کسی که قصد حج دارد بلند گذاشتن موی سر از ابتدای ذیقعده مستحب است.از اوّل ذیحجّه بر ...