کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توصیه-کردن | کلماتور
معانی کلمه : توصیه کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈoːsijˌeː kˈardan/
تلفظ :
[t'o:sij,e: k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سفارش کردن توصیه کردن
توجیه کردن
توصیح کردن
توصیف کردن
توطیه کردن
عقلا توجیه کردن
قدرت را توصیف کردن
با تجزیه ازمایش کردن
به وسیله نفوذ تجزیه کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
توصیه کردن. [ ت َ / تُو ی َ / ی ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) اندرز و نصیحت کردن. ( ناظم الاطباء ). سفارش کردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
۱ - سفارش کسی را بدیگری کردن . ۲ - اندرز دادن وصیت کردن .
گویش مازنی
سفارش کردن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
سفارش کردن
نصیحت کردن، پند دادن، اندرز دادن
۱. سفارش کردن
۲. نصیحت کردن، پند دادن، اندرز دادن
counsel (فعل)پند دادن، توصیه کردن، نظریه دادنrecommend (فعل)معرفی کردن، توصیه کردن، سفارش کردن توصیه کردن...
کلمات مرتبط
سفارش کردن توصیه کردن
توجیه کردن
توصیح کردن
توصیف کردن
توطیه کردن
عقلا توجیه کردن
قدرت را توصیف کردن
با تجزیه ازمایش کردن
به وسیله نفوذ تجزیه کردن
نظرات