توسه . [ س َ / س ِ ](ص ) فربه و چاق و نیک پرورش یافته . (ناظم الاطباء).
توسه . [ ] (اِ) سریر.رخش . قوس قزح . کمان رستم . کمر رستم . کمردون . طوق بهار. تیراژه . آفنداک . آژفنداک . سدکیس . قالیچه ٔ فاطمه .(یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به قوس قزح شود.
توسکا#NAME?