کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه توریک | کلماتور
معنی کلمه : توریک
تلفظ بین المللی :
/tˈorik/
تلفظ :
[t'oRik]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
التوریکون
الن توریکیا
توریکا
توریکاتو
توریکس
توریکو
کالیویا توریکو
رژیم نشانگان رودۀ تحریک پذیر
ستارۀ گرفتی تاریک
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
توریک. [ ت َ ] ( ع مص ) حیال ورک گردانیدن رسن و پالان را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || بر سرین ستور برنشستن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بر سرون ستورنشستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || دوتا کردن پا بر ستور و بر یک سرین نشستن بر زین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). یک سرون بر زین نهادن. ( تاج المصادر ...
کلمات مرتبط
التوریکون
الن توریکیا
توریکا
توریکاتو
توریکس
توریکو
کالیویا توریکو
رژیم نشانگان رودۀ تحریک پذیر
ستارۀ گرفتی تاریک
نظرات