کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تورق | کلماتور
معانی کلمه : تورق
تلفظ بین المللی :
/tavˈarroq1/
تلفظ :
[tav'aRRoq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سنگ تورق پذیر
لایه بندی تورق پذیر
خوردگی تورقی
تورقوانت
تورقوت الپ
تورقوتلو
تورقوزاباد
تورقوستین بلنکروپت
تورقوویل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تورق. [ ت َ وَرْ رُ ] ( ع مص ) برگ خوردن شتر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
۱. ورق زدن کتاب و مجله برای آشنایی اجمالی آن.
۲. ورقه ورقه شدن جسمی.
فرهنگ معین
(تَ وَ رُّ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - ورقه ورقه شدن جسمی . ۲ - برگ خوردن شتر و غیره .
فرهنگ فارسی
برگ خوردن شتر، ورقه ورقه شدن جسمی
۱-( مصدر )برگ خوردن شتر و غیره.۲- ( مصدر ) ورقه ورقه شدن جسمی . جمع : تورقات .
دانشنامه عمومی
برگش (کسره گ)
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
ductility (اسم)تورقlamination (اسم)ورقه ورقه شدن، تورق، لایه لایه سازیflexibility (اسم)تورق، انعطاف پذیری، انعطاف، قابلیت انعطافmalleability (اسم)نرمی، تورق، قابلیت انعطاف، با خاصیت چکش خواری...
کلمات مرتبط
سنگ تورق پذیر
لایه بندی تورق پذیر
خوردگی تورقی
تورقوانت
تورقوت الپ
تورقوتلو
تورقوزاباد
تورقوستین بلنکروپت
تورقوویل
نظرات