معانی کلمه : توران زمی
لغت نامه دهخدا
توران زمی. [ زَ ] ( اِخ ) مملکت توران.توران زمین. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی.رجوع به ماده بعد شود.
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی.رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
مملکت توران . توران زمین
