کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تودماغی | کلماتور
معانی کلمه : تودماغی
تلفظ بین المللی :
/tuːdmˈɑq1i/
تلفظ :
[tu:dm'Aq1i]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تودماغی صحبت کردن
صدای تودماغی
تو دماغی حرف زدن
تو دماغی کردن
صحبت تو دماغی
تو دماغی حرف زن
تردماغی
صد تومانی
بنیامین تودلایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تودماغی. [ دَ] ( ص نسبی ) صدائی که بخشی از آن از بینی برآید. خیشومی. ( فرهنگ فارسی معین ): با صدائی تودماغی گفت...
فرهنگ فارسی
( صفت ) صدایی که بخشی از آن از بینی بر آیدخیشومی:(( باصدایی تو دماغی گفت . ) ) یا تو دماغی صحبت کردن.سخن گفت تو دماغی .
مترادف و متضاد
خیشومی، غنهای
کلمات مرتبط
تودماغی صحبت کردن
صدای تودماغی
تو دماغی حرف زدن
تو دماغی کردن
صحبت تو دماغی
تو دماغی حرف زن
تردماغی
صد تومانی
بنیامین تودلایی
نظرات