معانی کلمه : توجهات
لغت نامه دهخدا
توجهات. [ ت َ وَج ْ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ توجه. ملاطفتها و نوازشها و دقتها. ( ناظم الاطباء ). رجوع به توجه شود.
فرهنگ فارسی
جمع توجه . ماخوذ از تازی ملاطفتها و نواز ش ها و دقت ها .
مترادف و متضاد
authorspices (اسم)
شگون، توجهات، سایه، حسن توجه، تطیر، تفال از روی پرواز مرغان
فرهنگ فارسی ساره
نگرش ها
