توارث. [ ت َ رُ ] ( ع مص ) از یکدیگر میراث گرفتن. ( زوزنی ) ( از آنندراج ). همدیگر وراثت جستن ، یقال : توارثوا کابراً عن کابر. ( منتهی الارب ). میراث بردن بعضی از بعضی. ( از اقرب الموارد ). || کلیه ٔمشخصات جسمانی و ضمیری که از آباء و اجداد و پدر و مادر به فرزند منتقل می شود و محیط در ظهور آنها بی اثر می باشد ارثی هستند... باید دانست که اساس این صفات و خصوصیات موروث در سلولهای نطفه والدین موجود می ...
ازیکدیگرارث بردن، بهم ارث دادن ( مصدر ) ۱- ارث بردن از یکدیگر . ۲ - بهم ارث دادن . جمع : توارثات .
مترادف و متضاد
ارثی، موروثی
ارث بردن، به همارث دادن، به ارث رسیدن، از هم ارث بردن
۱. ارث بردن، به همارث دادن، به ارث رسیدن، از هم ارث بردن ۲. ارثی، موروثی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] توارث (ابهام زدایی). توارث ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: قرآن• توارث اخلاقی (قرآن)، ارث بردن خصوصیات اخلاقی از طریق ژن و توارث و آیات مربوط به آن• آیه توارث زوجین، آیه توارث زوجین یا «آیه حجب» یا «آیه ارث زوجه »، آیه ۱۲ سوره نساء• آیه توارث بالایمان، آیه ارث بردن مسلمانان از یکدیگر از راه بستن پیمان برادری کاربردهای دیگر• توارث (فقه)، ارث بردن از یکدیگر• توارد شهود، اتفاق شا...