تواتر. [ ت َ ت ُ ] ( ع مص ) پیاپی شدن. ( زوزنی ) ( دهار ). پیاپی آمدن یا پس یکدیگر آمدن به مهلت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). پی درپی شدن ، مأخوذ از وتر بالکسر بمعنی تنهاتنها و یک یک بهم آمدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). پی درپی بودن. پیاپی بودن. تتابع. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : رادی که من از تواتر بِرّش در نور عطا و ظل احسانم.مسعودسعد.و تواتر دخلها و احیاء اموات... ...
فرهنگ عمید
پی در پی شدن، پشت سرهم آمدن، پیاپی رسیدن، پیاپی بودن.
فرهنگ معین
(تَ تُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پی درپی شدن . ۲ - پیاپی رسیدن .
پی درپی شدن، پشت سرهم آمدن، پیاپی رسیدن، پیاپی ۱ -( مصدر ) پی در پی شدن پیاپی شدن . ۲ - پیاپی رسیدن دما دم رسیدن . ۳ - ( اسم ) توالی . جمع تواترات .
مترادف و متضاد
بسامد
فرکانس، بسامد
ترادف، ترتب، تسلسل، توالی
۱. ترادف، ترتب، تسلسل، توالی ۲. فرکانس، بسامد
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] تَواتُر، اصطلاحی است در علم حدیث و علم اصول فقه، به این معنا که روایتی از طُرُق و افراد مختلف، بسیار گزارش شود به گونه ای که به صحت خبر اطمینان حاصل شود. به خبرِی که چنین ویژگی ای داشته باشد، مُتَواتِر گویند.از وجوه مختلف خبر متواتر در دانش های حدیث، فقه، رجال و منطق بحث می کنند. اگر روایتی متواتر باشد، پذیرفته است و استناد به آن صحیح است و ضعف سند اعتبارش را از میان نمی برد.wikishia: ...