تهیج. [ ت َ هََ ی ْ ی ُ ] ( ع مص ) برخاستن باد و گرد و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ). گرد برخاستن. ( زوزنی ). برخاستن باد و غبار و غیره. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || برانگیخته گردیدن و جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) : تا اوباش و غوغا را از تهیج حرب و فتنه باز دارند. ( سندبادنامه ص 202 ). رجوع به تهییج شود.