کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تهی-شدن | کلماتور
معانی کلمه : تهی شدن
تلفظ بین المللی :
/tˈohi ʃˈodan/
تلفظ :
[t'ohi S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ته نشین شدن
توی دل کسی خالی شدن
قند توی دل کسی اب شدن
تای شان
تی اس ام وی شانکلین
شانت تی وی
تهیدن
تهی
تهی واری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تهی شدن. [ ت َ / ت ِ / ت ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خلو. خالی شدن. خواء. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) : ز من چون به ایشان رسید آگهی از آواز من مغزشان شد تهی.فردوسی.کنون تخت گشتاسب شد زو تهی بپیچد ز دیهیم شاهنشهی.فردوسی.سر نامداران تهی شد ز جنگ ز تنگی نبد روزگار درنگ.فردوسی.ترکش عمرش تهی شد، عمر رفت از دویدن در شکار سایه تفت.مولوی.که خزانه تهی شود و چشم طامع پر گردد. ( مجالس سعدی ص 20 ).فرومایگی کردم و ...
فرهنگ فارسی
خلو خالی شدن
مترادف و متضاد
empty
(فعل)
خالی کردن، تهی شدن
کلمات مرتبط
ته نشین شدن
توی دل کسی خالی شدن
قند توی دل کسی اب شدن
تای شان
تی اس ام وی شانکلین
شانت تی وی
تهیدن
تهی
تهی واری
نظرات