کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تهمل | کلماتور
معانی کلمه : تهمل
تلفظ بین المللی :
/tahˈammol/
تلفظ :
[tah'ammol]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
مدل تحمل
مرحلۀ تأمل
مرحلۀ پیش تأمل
اهل تملق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تهمل. [ ت َ م َ ] ( ص ) تنبل و کاهل و سست و آزمند و حریص. || ناموافق و تهبل. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تهبل شود.
فرهنگ فارسی
تنبل و کاهل و سست و آزمند و حریص
کلمات مرتبط
شاخص تحمل
سطح تحمل آفت کُش
ظرفیت تحمل 1
ظرفیت تحمل 2
ظرفیت تحمل گردشگری
مدل تحمل
مرحلۀ تأمل
مرحلۀ پیش تأمل
اهل تملق
نظرات