کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تهتم
تلفظ بین المللی :
/tˈahtam/
تلفظ :
[t'ahtam]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
علی تهامی
تتمه صوان الحکمه
تتمه حساب
تهامه
تهامی حسین
تهامی نژاد ابوالحسن
تهمتن بن تورانشاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تهتم. [ ت َ هََ ت ْ ت ُ ] ( ع مص ) خردمُرد شدن دندان. ( تاج المصادر بیهقی ). شکسته شدن دندان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
خرد مرد شدن دندان شکسته شدن دندان
کلمات مرتبط
انکلساریا بهرام گور تهمورس
انکلساریا تهمورث دین شاه
علی تهامی
تتمه صوان الحکمه
تتمه حساب
تهامه
تهامی حسین
تهامی نژاد ابوالحسن
تهمتن بن تورانشاه
نظرات