کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تهایج | کلماتور
معانی کلمه : تهایج
تلفظ بین المللی :
/tahˈɑjedʒ/
تلفظ :
[tah'AjedZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شاخص تهاجم
شرطی سازی تهییجی
مرحلۀ تهییج
موشک تهاجمی پرسه زن
تایجو
تایجون
تهاجم کردن
تهاجمی
تهییج شدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تهایج. [ ت َ ی ُ ] ( ع مص ) بر یکدیگر آغالیده شدن. ( زوزنی ). با هم برجستن به کارزار. یقال : تهایجوا؛ اذا تواثبو اللقتال و تحرکوا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ عمید
با هم برجستن به کارزار، با هم به کارزار برخاستن.
فرهنگ فارسی
بر یکدیگر آغالیده شدن با هم برجستن بکارزار
کلمات مرتبط
شاخص تهاجم
شرطی سازی تهییجی
مرحلۀ تهییج
موشک تهاجمی پرسه زن
تایجو
تایجون
تهاجم کردن
تهاجمی
تهییج شدن
نظرات