ته بازاری. [ ت َه ْ ] ( ص نسبی )... همان بازاری و ته بازاری. جمعی که جا و مکانی ندارند و درته بازار می باشند. از اهل زبان بتحقیق پیوسته کنایه از مردم اهل حرفه مثل طباخ و کبابی و نانوا و دلال وسمسار و پالان دوز و غیرهم که در بازار دکان داشته باشند و لهذا اطلاق آن بر مردم اجلاف و فرومایه نیز آمده. ( آنندراج ) : نشکند هرگز خمار من ز ته مینای می طفلک مقبول ته بازاریی می خواستم.طاهر وحید ( از آنندراج )...
فرهنگ فارسی
همان بازاری و ته بازاری جمعی که جا و مکانی ندارند و در ته بازار می باشند از اهل زبان بتحقیق پیوسته کنایه از مردم اهل حرفه مثل طباخ و کبابی و نانوا و دلال و سمسار و پالان دوز و غیرهم که در بازار دکان داشته باشند