کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنقیح-کردن | کلماتور
معانی کلمه : تنقیح کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈanq1ih kˈardan/
تلفظ :
[t'anq1ih k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تلقیح کردن
تنقیه کردن
تنقیه کردن عورت
بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن
بسرعت درقیمت ترقی کردن
ترقی معکوس کردن
ترقی کردن
تحقیر کردن
تحقیق و بازجویی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تنقیح کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پاک و پاکیزه کردن از زواید و عیوب و خالص کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تنقیح شود.
فرهنگ فارسی
پاک و پاکیزه کردن از زواید و عیوب و خالص کردن .
کلمات مرتبط
تلقیح کردن
تنقیه کردن
تنقیه کردن عورت
بسرعت ترقی کردن یا بالا رفتن
بسرعت درقیمت ترقی کردن
ترقی معکوس کردن
ترقی کردن
تحقیر کردن
تحقیق و بازجویی کردن
نظرات