کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنظیف-کردن | کلماتور
معنی کلمه : تنظیف کردن
تلفظ بین المللی :
/tˈanzif kˈardan/
تلفظ :
[t'anzif k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
اسباب تنظیم و میزان کردن چیزی
تنظیم کردن
علیه کسی ادعا نامه تنظیم کردن
کارها را تنظیم کردن
موتور را تنظیم کردن
تالیف و تصنیف کردن
تحریف کردن
تألیف کردن
تالیف کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
تمیز کردن، پاک کردن، نظیف کردن، نظافت کردن، رفتوروب کردن
clean (فعل)پاک کردن، تمیز کردن، تصفیه کردن، درست کردن، زدودن، منزه کردن، تنظیف کردنscavenge (فعل)تمیز کردن، جاروب کردن، تنظیف کردن، در اشغال کاوش کردن، سپوری کردن...
کلمات مرتبط
اسباب تنظیم و میزان کردن چیزی
تنظیم کردن
علیه کسی ادعا نامه تنظیم کردن
کارها را تنظیم کردن
موتور را تنظیم کردن
تالیف و تصنیف کردن
تحریف کردن
تألیف کردن
تالیف کردن
نظرات