کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تنشط | کلماتور
معانی کلمه : تنشط
تلفظ بین المللی :
/tanˈaʃʃot/
تلفظ :
[tan'aSSot]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
دگرگونی تنش آواری
سردرد تنشی
سردرد تنشی دوره ای
سردرد تنشی مزمن
سنگ تنش آواری
شکستگی تنشی
صفحۀ اصلی تنش
قانون تنش
محور اصلی تنش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تنشط. [ ت َ ن َش ْ ش ُ ] ( ع مص ) نشاط کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). شادمانی نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). شادی نمودن و به نشاط آوردن. ( آنندراج ). || نیک رفتن اشتر ( تاج المصادر بیهقی ) و به نشاط رفتن ناقه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رفتن ناقه. ( آنندراج ). || درگذشتن از وادی و بیابان. || سخت سیر گردیدن ناقه. ( منتهی الارب ) ( آنن...
فرهنگ عمید
به نشاط آمدن، شادمانی نمودن.
کلمات مرتبط
دگرگونی تنش آواری
سردرد تنشی
سردرد تنشی دوره ای
سردرد تنشی مزمن
سنگ تنش آواری
شکستگی تنشی
صفحۀ اصلی تنش
قانون تنش
محور اصلی تنش
نظرات