تندی نمودن. [ ت ُ ن ُ/ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) خشونت نمودن. کج خلقی نمودن. تندی کردن. درشتی نمودن. تیزی نمودن : که هر جای تندی نباید نمودسر بی خرد را نباید ستود.فردوسی.شهنشاه در جنگ مردی نموددلیری و تندی و گُردی نمود.فردوسی.چو آشفته شد شیر تندی نمودسر نیزه را سوی او کرد زود.فردوسی.چرا تندی نماید مهربانی که از دلدار نَشْکیبد زمانی.( ویس و رامین ).پدر را جفا کرد و تندی نمودکه آخر ترا نیز دندان نب...