تندر.[ ت ُ دَ / دُ ] ( اِ ) رعد بود. ( لغت فرس اسدی چ اقبال ص 138 ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( از ناظم الاطباء ) ( از معیار جمالی ). بمعنی غرنده باشد عموماً و رعد را گویند خصوصاً. ( برهان ). غرنده که به تازیش رعد خوانند. ( شرفنامه منیری ). بانگ رعد. ( اوبهی ) ( غیاث اللغات ). تندور. ( حاشیه لغت فرس اسدی ) ( معیار جمالی ) ( اوبهی ) ( انجمن آرا ) ( آنن...
فرهنگ عمید
۱. (هواشناسی ) = رعد ۲. [قدیمی] هرچیز غرّنده.
فرهنگ معین
(تُ دَ ) (اِ. ) رعد، آسمان غرش .
فرهنگ فارسی
صدای حاصل از انبساط ناگهانی گازها در امتداد مجرای تخلیۀ الکتریکی آذرخش
رعد، غرش ابر، آسمان غرش، هرچیزغرنده ( اسم ) غرضی که از آسمان بگوش رسد آسمان غرش غرش ابر رعد .
دانشنامه عمومی
تُندَر صدای ایجاد شده ناشی از آذرخش است. بسته به نوع آذرخش و فاصله شنونده از منشأ صدا، تندر ممکن است صدایی زیر و تیز و سریع یا غرشی سنگین و بم باشد. افزایش ناگهانی فشار و دما موجب انبساط سریع هوای اطراف کمربند آذرخش می شود و این انبساط صوت شنیده شده را ایجاد می کند. به دلیل بسیار بزرگتر بودن سرعت نور از صوت، می توان فاصله از محل آذرخش را با اندازه گیری اختلاف زمانی دیده شدن آذرخش و شنیده شدن صدای ...
فرهنگ اسم ها
اسم: تندر (دختر) (فارسی، عربی) (تلفظ: tan dor) (فارسی: تَندُر) (انگلیسی: tan dor) معنی: آن که بدنی سفید و درخشان چون دُر دارد، تن ( فارسی ) + در ( عربی ) آن که بدنی سفید و درخشان چون دُر دارد