تندخو. [ ت ُ ] ( ص مرکب ) تندخوی. آنکه به سهل چیز، ناخوش و بی دماغ شود. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). تیزمزاج و سرکش. ( ناظم الاطباء ) : فلک تندخویست با هر کسی تو با او مکن تندخوئی بسی.فردوسی.با تو خو کردم و، خو باز همی باید کرداز تو ای تندخوی سنگدل تنگ دهان.فرخی.رو به آتش کرد کای شه تندخوآن جهان سوز طبیعی خوت کو؟مولوی.در میان روز گفتن روز کوخویش رسوا کردن است ای تندخو.مولوی.به شیرین زبانی توان برد گو...