معانی کلمه : تنجیم
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
ستاره شناسی.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) رصد کردن ستارگان .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:احکام نجوم
wikijoo: تنجیم
فرهنگ فارسی
منجمی کردن، رصدکردن ستارگان، ستاره شناسی
۱ - ( مصدر ) رصد کردن ستارگان . ۲ - ( اسم ) ستاره شماری اختر شماری . یا اهل تنجیم . منجمان اختر شماران . یا علم تنجیم . علم نجوم .
۱ - ( مصدر ) رصد کردن ستارگان . ۲ - ( اسم ) ستاره شماری اختر شماری . یا اهل تنجیم . منجمان اختر شماران . یا علم تنجیم . علم نجوم .
