تناور. [ ت َ وَ ] ( ص مرکب ) شخص قوی جثه تنومند و فربه را گویند. ( برهان ). تنومند یعنی صاحب جثه و قوی تن. ( فرهنگ رشیدی ). بمعنی قوی جثه و پهلوان و آن را تنومند نیز گونید و هرچیز بزرگ را که عظیم الجثه است تناور خوانند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). فربه و سطبر... قوی جثه و این مرکب است از تن و لفظ آور که کلمه نسبت است. ( غیاث اللغات ). از تن + آور ( نده ). ( حاشیه برهان چ معین ). تنومند و فربه و قوی...