تناهی . [ ت َ ] (ع اِ) ج ِ تنهیة. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به تنهیة شود.
تناهی . [ ت َ ] (ع مص ) بغایت برسیدن . (زوزنی ). بپایان رسیدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ). یقال : تناهی البعیر سمناً. (اقرب الموارد). || به نهایت چیزی رسیدن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). به پایان چیزی رسیدن ...
فرهنگ عمید
۱. به نهایت رسیدن، پایان یافتن. ۲. بازایستادن و بس کردن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به پایان رسیدن ، به نهایت رسیدن .۲ - بازایستادن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَناهیدر فلسفه و طبیعیات، پایان داشتن ابعاد سه گانۀ عالم مادّه. فلاسفۀ اسلامی به رغم نقض و ابرام های وارد بر براهین تناهی ابعاد، همچون برهان سُلّمی (نردبان)، موازات و تکافی، تطبیق، تُرسی و غیره، به تناهی ابعاد سه گانۀ عالم مادّه معتقدند و این تناهی را به معنی محدودیت مادّه و صورت جسمیۀ عالم می دانند. در نظر آنان فرض مکانی مادی ورای ابعاد صورت جسمیۀ عالم، دچار تعارض منطقی است، زیرا مکان مادی همان ت...
فرهنگ فارسی
به نهایت رسیدن، پایان گرفتن، بازایستادن وبس ۱- ( مصدر ) بپایان رسیدن بنهایت رسیدن . ۲ - باز ایستادن بس کردن . ۳ - ( اسم ) انجامش . ۴ - بازایستادگی . یاتناهی ابعداد . پایان داشتن بعدها . یاتناهی اعداد . پایان داشتن شمارها . جمع تهنیه