تملیح. [ ت َ ] ( ع مص ) فربه شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || نمک بسیار در دیگ کردن تا تباه نشود. ( تاج المصادر بیهقی ). نمک کردن در چیزی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( غیاث اللغات ). نمک بسیار در دیگ کردن و قرار دادن در آن چیزی از پیه. ( از اقرب الموارد ). || شور کردن طعام را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || قدید کردن ماهی و نمک سو...