تمغا. [ ت َ ] ( مغولی ، اِ ) در ترکی بمعنی نشان و مهر و داغ که بر ران اسب و غیره نهند. ( غیاث اللغات ). داغی که بر ران اسب یا دیگر مواشی کنند گویا آنهم مهر است. ( آنندراج ). داغی که بر ران اسب و دیگر ستور نهند. ( ناظم الاطباء ). نشان و داغی که بر اسب نهند. ( شرفنامه منیری ) : و گرستور بدندی جماعتی دیگرهزار بیش بدی بر سرینشان تمغا.رضی الدین بابا.برگ لاله ست که در افتاد در آغوش نسیم.بر سریر کفلش داغ...
فرهنگ عمید
۱. مُهر و اثر مُهری که پادشاهان مغول به فرمان ها می زدند. ۲. داغ یا مُهری که بر ران چهارپایان، به ویژه اسب، می زدند، نشان، علامت. ۳. در دورۀ ایلخانان مغول و صفوی، مالیات راهداری و عوارضی که در راه ها و دروازه ها از کالاهای بازرگانی می گرفتند.
فرهنگ معین
(تَ ) [ مغ . ] (اِ. ) ۱ - مُهر، داغ . ۲ - مهری که در قدیم پادشاهان مغول به فرمان های خود می زده اند. ۳ - باج ، خراج .
نشان، داغ، مهر، علامت، مهری که به فرمانهامیزدند ( اسم ) ۱ - نشان داغ علامت . ۲ - مهری که در قدیم بفرمانهای شاهی میزده اند . ۳ - مالیاتی که بمال التجاره می بستند مالیات بر مال و سرمایه ( ایلخانان ) . ۴ - رسومات وعوارض شهرداری ( ایلخانان ) .
دانشنامه عمومی
تَمغا یا تمگا مهر و نشانی بوده که با مرکب سرخ یا شنگرف بر اسناد، نامه ها و فرمان ها می زدند. در متون اسلامی این واژه به صورت اَلْتَمغا، تمغاء آل، آل تمغا، آل طَمغی و یک مورد تَمْقا (تذکرةالملوک) ثبت شده است.آق اولی آلایونتلو افشار بیات بایندر بیگدلی بوگدوز چاوولدور چپنی دودورغا ...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تَمغا، واژه ای ترکی ـ مغولی به معنای داغ، مُهر و نشان و نیز گونه ای از مالیات است. این واژه را به صورتهای طمغا، طمغه، تامقا، تامغا، تمغه، تمقا، دامغا و دامغه نیز ضبط کرده اند.بر اساس منابع قدیمی چینی، اویغورها در قرن پنجم میلادی و اقوام اغوز/ غُز در قرن پنجم/ یازدهم، احتمالاً به تقلید از چینیها، برای شناسایی احشام خود و اثبات مالکیتشان، بر گوش یا کفل چهارپایان قبیله خود داغ می زدند و آن...