(جمع آن تمایلها و تمایلات است) خواست، میل، گرایش
تمایل جنسی
sexual drives
تمایل به چاق شدن
the tendency to grow fat
تمایل او بیشتر به رفتن بود
he was more inclined to go
آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس ≠ تنفر
۱. آرزو، تعشق، توجه، خواهش، دلبستگی، رغبت، علاقه، علقه، عنایت، گرایش، میل، هوس ≠ تنفر
۲. گراییدن، متمایلشدن، میل کردن
۳. خمیدگی
۴. احساس، عاطفه
گرایش، دلبستگ