( تماماً ) تماماً. [ ت َ مَن ] ( ع ق ) کاملاً و بتمامه و همگی و بدون باقی. ( ناظم الاطباء ). یکسر. یکسره.یک رهه. همه رهه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). تمامی. رجوع به تمامی و تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.
well (قید)خوب، تماما، خوش، بخوبیaltogether (قید)یکسره، همگی، تماما، کاملا، روی هم رفته، با هم، اجماعا، از همه جهتall (قید)یکسره، همگی، تماما، دارو ندارquite (قید)واقعا، تماما، کاملا، بکلیwholly (قید)تماما، کاملا، روی هم، جمعا، بطور اکملfully (قید)تماما، کاملاthroughout (قید)تماما، سراسر، سرتاسر، بکلی، از درون و بیرونin toto (قید)تماما، کاملا، روی هم رفته، با همstark (قید)تماماteetotally (قید)تماما...
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَمَاماً: برای تمام و کامل کردن(تمام بودن هر چیز منتهی شدن آن به حدی است که دیگر احتیاج به چیزی خارج از خود نباشد ، به خلاف ناقص که محتاج به چیزی خارج از ذات خودش است تا او را تمام کند . )ریشه کلمه: تمم (۲۲ بار)به آخر رسیدن. ، . پس به موسی کتاب دادیم برای آخر رسیدن و تمام شدن بر آنکه نیکوکاری کرد و برای تفصیل هر چیز میشود مراد آن باشد که شریعت موسی در دوران خود تمام شدن و گسترش...