تلیمان . [ ت َ ](اِخ ) یکی از نجبای سغد، به زمان کیخسرو. (فهرست ولف از حاشیه ٔ برهان چ معین ). و در جای دیگر تورانی نیز گفته اند واﷲ اعلم . (برهان ) (آنندراج ) : به سغد اندرون بود یک هفته بیش تلیمان وخوزان همی رفت پیش .
فردوسی .
رجوع به ماده ٔ قبل شود. تلیمان . [ ت َ ] (اِخ ) پهلوانی است ایرانی ...
دانشنامه عمومی
تلیمان در دو مورد به کار می رود:تلیمان (سغدی)، در شاهنامه نام سرداری از ستاره شناسان سغد می باشدتلیمان (پهلوان)، در شاهنامه از پهلوانان روزگار بوده است.wiki: نبرد بزرگ به یاری کیخسرو آمده بود.خوزانتلیمان پهلوانفردوسی در بیتی از شاهنامه از تلیمان چنین یاد می کند:wiki: تلیمان (سغدی)...
فرهنگ اسم ها
اسم: تلیمان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: taliman) (فارسی: تَلیمان) (انگلیسی: taliman) معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پهلوانان در زمان فریدون پادشاه پیشدادی