تلویزیون. [ ت ِ ل ِ یُن ْ ] ( فرانسوی ، اِ ) تله ویزیون.دستگاهی است که بوسیله آن می توان حوادثی را که در صحنه مخصوص ( جایگاه فرستنده ) از مسافت چندین کیلومتری روی میدهد مشاهده کرد و صدایی که نزدیک صحنه عمل ایجاد می گردد شنید. در دستگاههای گیرنده و فرستنده از یک لامپ اشعه کاتودی استفاده می کنند و این لامپ بشکل یک قیف سنگین شیشه ای است. بعضی چراغها در حدود سی سانتیمتر یا بیشتر طول دارند. نزدیک قاعده...
فرهنگ عمید
۱. دستگاهی الکترونیکی که صورت اشیا و اشخاص و مناظر را از مرکز فرستنده دریافت و پخش می کند. ۲. [مجاز] سازمانی که مسئولیت تهیه و پخش برنامه های تلویزیونی را برعهده دارد.
فرهنگ معین
(تِ لِ یُ ) [ فر. ] (اِ. ) دستگاهی است که تصاویر اشیاء و اشخاص را از مسافت دور به وسیلة امواج الکترونیکی انتقال دهد.
دانشنامه آزاد فارسی
تلویزیون (television)بازتولید تصویر در فواصل دور، با استفاده از امواج رادیویی. برای ارسال این تصاویر دوربین تلویزیونی الگوی نوری دریافتی را به الگویی از بارهای الکتریکی۱ تبدیل می کند. تصویر به صورت خط به خط و با استفاده از باریکه ای از الکترون های حاصل از یک تفنگ الکترونی۲ روبیده می شود. نتیجۀ کار سیگنال های الکتریکی متغیری است که بازنمود تصویر مورد نظرند. این سیگنال ها را با موج حامل رادیویی۳ ترک...
فرهنگ فارسی
( اسم ) دستگاهی است که تصاویر اشیا واشخاص را از مسافت دور بوسیل. امواج الکتریکی انتقال دهد .
دانشنامه عمومی
تماشانامه
دور نِشان
تلویزیون یا دورنما (به فرانسوی: Télévision)، از واژهٔ vision به معنای دید یا نما و واژهٔ tele به معنای دور، یک سیستم ارتباطی برای پخش تصویر متحرک و صداها از مسافت دور است. برای استفاده و دریافت امواج تلویزیون، به یک دستگاه به نام گیرنده تلویزیون احتیاج است.امروزه در ایران، به مجموعه فراهم کننده و پخش کننده برنامه های تلویزیونی، «صدا و سیما» گفته می شود. از جان لوگی ...
نقل قول
تلویزیون• «آه از این تصویرنما! این هیولای پُرنیرنگ حیلت باز، مدوزایی که هر شب کرور کرور انفاسِ خیره به خود را بهت زده سنگ می کند. سیرنی که شیرین می خواندت به هوشبر نغمه ای، و دلپذیرند آن بی شمار وعده هایش، لیک در انجام بس ناچیز است داده اش». -> ری بردبری• «اختراع تلویزیون، انتقام گرفتن تئاتر از صنعت سینما است.» -> پیتر اوستینف• «اختراع تلویزیون باعث شد که بی سوادان هم عینکی شوند.» -> گابریل لاوب• ...