معانی کلمه : تلفظ
لغت نامه دهخدا
تلفظ. [ ت َ ل َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) سخن گفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || تکلم و بیان و ادای حروف شمرده بطور وضوح. ( ناظم الاطباء ). || از دهان انداختن چیزی . ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
سخن گفتن، بیان کردن، ادا کردن لفظ.
فرهنگ معین
(تَ لَ فُّ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - بر زبان آوردن کلمه . ۲ - سخن گفتن .
فرهنگ فارسی
سخن گفتن، بیان کردن، اداکردن لفظ
۱ - ( مصدر )ادا کردن لفظ بر زبان آوردن کلمه . ۲ - سخن گفتن . ۳ - ( اسم ) ادای لفظ . ۴ - سخن گویی . جمع : تلفظات .
۱ - ( مصدر )ادا کردن لفظ بر زبان آوردن کلمه . ۲ - سخن گفتن . ۳ - ( اسم ) ادای لفظ . ۴ - سخن گویی . جمع : تلفظات .
دانشنامه عمومی
بیان کردن
فارسی سره:فراگویی منبع:فرهنگ نامه پارسی آریا
مترادف و متضاد
گویش
بیان کردن
ادا، بیان، تقریر
ادا کردن، سخن گفتن
۱. ادا، بیان، تقریر
۲. گویش
۳. ادا کردن، سخن گفتن
