۱. [مجاز] آشفتگی. ۲. خروشیدن و به یکدیگر خوردن امواج دریا.
فرهنگ معین
(تَ طُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - به هم خوردن . ۲ - به یکدیگر لطمه زدن .
دانشنامه آزاد فارسی
تَلاطُم (turbulence)جریان نامنظمسیال (گاز یا مایع). منجر به ایجاد گردابه ها، نوسانها، و حرکتهای غیرمنتظره در سیال می شود. با دوکی شکل ساختن اجسامی از قبیل هواپیما، تلاطم جریان در اطراف آن ها کاهش می یابد و پس کشی در آن ها کم می شود. جریان متلاطم در سیال هنگامی پدید می آید که عدد رینولدز بزرگ باشد.wikijoo: تلاطم...
فرهنگ فارسی
آشفتگی شدید در میانگین حرکت هوا یا هر شارۀ دیگر
بهم سیلی زدن، خروشیدن، به هم خوردن امواج دریا ۱ -( مصدر ) بهم خوردن بهم بر آمدن بیکدیگر خوردن ( موجها ) : تلاطم امواج . ۲ - بهم تپانچه زدن لطمه زدن بیکدیگر سیلی زدن . ۳ - ( اسم ) بهم خوردگی . ۴ - سیلی زنی . جمع تلاطمات .