کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقنین | کلماتور
معانی کلمه : تقنین
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1nin/
تلفظ :
[t'aq1nin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تقنینیه
تقنینی
تانین
تنین
تقرین
تل تنینه
ورش تنین
تقوینا
دم التنین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تقنین. [ ت َ ] ( ع مص ) در تداول فارسی امروز، قانون گزاردن. وضع قانون کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ماده بعد و قانون شود.
فرهنگ عمید
۱. قانون وضع کردن، قانون گذاردن.
۲. قانون گذاری.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) قانون گذاشتن .
فرهنگ فارسی
قانون وضع کردن، قانون گذاری، قانون گذاری
۱ - ( مصدر ) وضع قانون کردن قانون گزاردن . ۲ - ( اسم ) قانونگذاری . جمع : تقنینات .
مترادف و متضاد
قانونگزاری
قانونوضع کردن، قانونگزاری کردن
۱. قانونگزاری
۲. قانونوضع کردن، قانونگزاری کردن
کلمات مرتبط
تقنینیه
تقنینی
تانین
تنین
تقرین
تل تنینه
ورش تنین
تقوینا
دم التنین
نظرات