تقلیل. [ ت َ ] ( ع مص ) اندک کردن و به اندکی فانمودن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ). اندک کردن. ( دهار ). اندک گردانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). کم کردن و کم نمودن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). کم کردگی و کم شدگی و کمی و قلت. ( ناظم الاطباء ). || کم قرار دادن چیزی را در نزد کسی یا آنکه کم تصور کردن چیزی را اگرچه کم نبود. ( ا...
فرهنگ عمید
کم کردن، کاستن.
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع . ] (مص م . ) کاهش دادن ، کاستن .
فرهنگ فارسی
کم کردن، کاستن ۱ -( مصدر ) برپی رفتن.۲ - مانندگی کردن . ۳ - ( اسم ) پیروی . جمع : تقلیلات .
دانشنامه عمومی
کاهش
مترادف و متضاد
کاهش
کاهش، کسر ≠ تکثیر، تزاید
۱. کاهش، کسر ≠ تکثیر، تزاید ۲. کاستن، کاهش دادن ≠ کم کردن