کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقصیرکار | کلماتور
معانی کلمه : تقصیرکار
تلفظ بین المللی :
/taq1sˈirkɑr/
تلفظ :
[taq1s'iRkAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دخترک اوه تقصیرکار
تقصیردار
تعمیرکار
تقصیرات
تعمیرکار خودرو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
تقصیرکار. [ ت َ ] ( نف مرکب ) مقصر و آنکه دارای گناه و تقصیر باشد و آنکه سهو و غفلت کرده باشد. ( ناظم الاطباء ). تقصیردار.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه تقصیر دارد : (( درین کار همه تقصیرکاریم . ) )
مترادف و متضاد
خطاکار، مقصر ≠ بیگناه، مبرا
کلمات مرتبط
دخترک اوه تقصیرکار
تقصیردار
تعمیرکار
تقصیرات
تعمیرکار خودرو
نظرات