کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تقصیب | کلماتور
معانی کلمه : تقصیب
تلفظ بین المللی :
/tˈaq1sib/
تلفظ :
[t'aq1sib]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تقصیبه
عذر تقصیر
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
اعلام بی تقصیری کردن
بی تقصیر
بی تقصیری
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تقصیب. [ ت َ ] ( ع مص )دشنام دادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || موی شاخ شاخ بکردن. ( تاج المصادر بیهقی ). توک ساختن موی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مرغول کردن موی. ( زوزنی ). مرغول و پیچان گردانیدن موی را. || هر دو دست را بر گردن بستن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || نی ناک شدن کشت. ( از ا...
فرهنگ فارسی
دشنام دادن موی شاخ بشاخ بکردن
کلمات مرتبط
تقصیبه
عذر تقصیر
فرمول تقریب
قضیه های تقریب
مشتق تقریبی
مقدار تقریبی
اعلام بی تقصیری کردن
بی تقصیر
بی تقصیری
نظرات