تقشیر. [ ت َ ] ( ع مص ) پوست واکردن. ( زوزنی ). بازکردن پوست درخت و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پوست دور کردن از حبوب و میوه و غیره. ( غیاث اللغات ). پوست بازکردن از چوب و درخت و میوه و مانند آن. ( آنندراج ). قشر.تقشر. انقشار. ( اقرب الموارد ). رجوع به تقشر شود.